آنان در عرصهء فيزيك آموزشهاي كمي پيچيده و دقيق داشتهاند و مهارتهاي لازم براي اينكه به طور تحليلي بينديشند را فرا گرفتهاند و آموختهاند كه مباحث و موضوعات را با دقت بسيار، با زبان و در چارچوب رياضيات بيان كنند و راه حلها را استخراج كنند. اين نوع برخورد با پديدهها سخت به كار نهادهاي مالي و سرمايهگذاري ميآيد; از اين روست كه امروزه نهادهاي مالي بزرگ و كوچك،فارغالتحصيلان دورههاي كارشناسي، كارشناسي ارشد و بالاتر فيزيك را براي كار در بنگاههاي خود به استخدام درميآورند.
مالي امروزه بيش از هميشه خود را نيازمند فنون و مفاهيم فيزيك يافته است. معادلات ديفرانسيل با مشتقات جزيي كه ارزش اختيار معاملهء سهام را توصيف ميكند، همان معادلات تعادل گرمايي (heat diffusion equation) است كه در ترموديناميك به كار ميرود. فنون انتگرالگيري مسير path integral technique براي محاسبهء ارزش مشتقههاي مالي به كار ميرود و در مطالعات بسياري براي توصيف فرمول اختيار معاملات مختلف توصيه شده است كه path integral description استفاده شود و در پارهاي بررسيها به اين منظور از مكانيك كوانتومي استفاده شده است. به نظر ميرسد كه رابطهء متقابل فيزيك و مالي كمكم شتاب ميگيرد.
وقتي به عناوين بعضي پاياننامهها در دانشكدههاي معروف فيزيك يا مالي نظر ميافكنيم. اين رابطه را با عمق بيشتري مييابيم:
Extrme Value Theory: Bright Cluster Galaxies and the Stock Market
«نظريهء ارزش انتهايي: خوشههاي كهكشاني درخشان و بازار سرمايه»
پاياننامهء بالا از نظريهء ارزش انتهايي يا ارزش فرين (extreme value) براي پيداكردن سهام زير قيمت استفاده ميكند. ارتباط موضوع با فيزيك آن است كه با رويكرد و انديشههاي مشابه در عرصهء فيزيك تلاش ميشود كه با استفاده از نظريهء نمونهگيري در اندازهگيري درخشندگي در خوشههاي كهكشانيgalactic (clusters) كهكشانهاي binary دوتايي از كهكشان معمولي normal جدا شود.
فهرست بلندي از كاربرد مباحث فيزيك را در بازار سهام ميتوان يافت: استفاده از مكانيك آماري، نظريهء نشت يا تراوش(percolation theory) ، نظريههاي اندازهگيري gauge( مكانيك كوانتومي) و... در بازار اوراق بهادار اكنون بسيار شايع شده است.
پيشتر ما شنيدهايم كه پنج سال قبل از اينكه انيشتن حركت براوني(Brownian Montion( را مورد بررسي قرار دهد، رياضيداني فرانسوي به نام لوييس باكهلير (Bachelier( پاياننامهء دكتراي خود را متوجه تغييرات قيمت سهام در بورس پاريس كرد. در واقع، وي اولين كسي بود كه مدعي شد قيمت سهام از فرآيندي تصادفي تبعيت ميكند. باكهلير اظهار كرد كه حركت قيمتهاي سهام شباهت بسياري با حركت ذرات در سيالاتparticles in fluids( (دارد كه با حركت براوني توضيح داده ميشود. «امور مالي رياضي» بر پايهء اين مطالعات باكهلير پايهگذاري شد.
بيش از 100 سال بعد، اقتصاددان مالي برجسته، استفن راس از فيزيك براي توصيف مدل معروف قيمتگذاري اختيار معاملهء بلاك و شولز استفاده ميكند. در آغاز اين مدل ارزشگذاري اختيار معاملهء مبتني بر حساب ديفرانسيل و انتگرال ايتو(Ito( بود كه خود به قدر كافي براي دستاندركاران مالي مرموز و پرابهام بود. استفاده از چنين سطحي از رياضيات، مدل ارزشيابي را خارج از كاربرد كارگزاران و دستاندركاران بازارهاي سرمايه قرار داد.
پروفسور راس گامي فراتر از اين برداشت و با_ به كارگيري فيزيك كوانتومي در اين عرصه زندگي را بر اهالي بازار سرمايه دشوارتر كرد. در مطالعهاي ديگر راس با همكاري فيزيكداني به نام جان كاكس Johncox) (براي قيمتگذاري اختيار معاملات خريد از مدلي استفاده ميكند كه در مطالعات حركت ذرات الكترومغناطيسي كاربرد دارد. اينگونه مطالعات بوده كه در هزارهء سوم به شكلگيري حوزهء جديدي از دانش انجاميده است كه آن را فيزيك اقتصادي يا اكونوفيزيكeconophisics) ( ناميدهاند و هدف آن به كارگيري فيزيك رياضي در عرصهء امور مالي phynance است
در دانشكدههاي مختلف كشور و از جمله در دانشكدهء مديريت و اقتصاد شريف نيز ظرف چند ماه گذشته، پاياننامههايي داشتهايم كه از فنون تقريب موجك wavelet و الگوريتمهاي محاسباتي مشابه براي بيان وضعيت بازار سرمايه استفاده كردهاند. يكي از محققان نشان داد كه توابع مبتني بر موجك در مدلسازيمالي اهميت دارند و ميتوانند سهام مناسب براي سرمايهگذاري را تعيين كنند.
ابزارهاي رياضي مربوط به نظريهء كوانتومي در طراحي محصولات پيچيدهء مالي نيز كاربرد دارند. ميدانيم كه استراتژيهاي پيچيدهء معاملاتي در بورس كه هدف كسب بازدهء بيشتر و كاهش ريسك را دنبال ميكنند مبتني بر ابزارهاي مشتقهء مالياند كه ارزش آنها به داراييهاي اصلي يا اوليه برميگردد. داراييهاي اوليه ميتواند شامل سهام، نرخ ارز، يا قراردادهاي آتي نفت يا شكر باشد. در تعيين ارزش اين مشتقهها ميتوان از ارزشهايي استفاده كرد كه به شكل غيرقابل پيشبيني تغيير ميكند.در واقع اين امكان وجود دارد كه مشتقه را بر حول كميتي طراحي كرد كه ارزش مالي روشني ندارد. كميتهايي چون درجهء متوسط حرارت يا ميزان بارندگي به اين منظور كاربرد دارند.در حوزههاي مهندسي مالي financial enginerring امور مالي محاسباتي (computational finance) ، امور مالي رياضي mathematical finance و امور مالي رفتاري behavioral finance كاربردهاي گستردهاي از فيزيك براي توسعهء نظريهء مالي را مييابيم.امروز استخدام فارغالتحصيلان فيزيك در شركتهاي تامين سرمايه (investment banks) ممكن است و موسسات تامين سرمايه، بهترين محل براي استخدام اين كارشناسان است. امكان استفاده از فارغالتحصيلان فيزيك در نهادهاي مالي ايراني نيز وجود دارد. هرچند كه هنوز غير از كارگزاريها نهادهاي مالي پيچيدهتري انسجام نيافتهاند و كارگزاريها نيز احساس استخدام فارغالتحصيلان فيزيك را نميكنند ولي ميتوان پيشبيني كرد كه حداقل يك يا دو نفر دانشآموختهء فيزيك در هر شركت تامين سرمايهء ايراني به زودي استخدام شوند.
منبع : روزنامه سرمایه ۲۴/۷/۸۶ دکتر حسین عبده تبریزی
