تبليغاتX
به وب سایت اختصاصی مهدی معدنچی خوش آمدید - نحوه محاسبه NAV در مورد شركت‌هاي سرمايه‌گذاري

NAV مطابق تعريف عبارت از خالص ارزش دارايي‌هاي يك شركت و به عبارت ديگر، ارزش كل دارايي‌هاي شركت پس از كسر بدهي‌ها مي‌باشد. از نظر حسابداري، كشف NAV آسان است، زيرا حقوق صاحبان سهام بر حسب خالص دارايي‌های شرکت اندازه‌گیری مي‌شود. شما احتمالا در فرم ارائه ترازنامه (فرم يك) نيز اين مساله را مشاهده كرده‌ايد.


فرم يك به خوبي معادله حسابداري را نشان مي‌دهد: مجموع دارايي‌هاي يك شركت برابر است با جمع بدهي‌ها و حقوق صاحبان سهام. به عبارت ديگر، از نظر حسابداری (که گزارش‌هاي شرکت‌ها نیز بر مبنای استانداردهای آن در بورس منتشر مي‌شود)، حقوق صاحبان سهام معادل خالص دارايي‌های شرکت است كه از تفاوت دارايي‌ها و بدهی‌ها به دست مي‌آید. بنابراين از لحاظ حسابداري، NAV يك شركت در زمان ارائه صورت‌هاي مالي معادل با رقم حقوق صاحبان سهام شركت خواهد بود.
اما دربرآورد تحليلي، اين رقم نمي‌تواند انعكاس دقيقي از خالص ارزش دارايي‌هاي شركت ارائه دهد كه علت آن نيز به برخي محدوديت‌هاي ترازنامه باز مي‌گردد. واقعيت اين است كه در ترازنامه، ارزش بسياري از دارايي‌ها به بهاي تمام شده تاريخي گزارش مي‌شوند كه در برخي سرفصل‌ها نظير سرمايه‌گذاري‌ها و دارايي‌هاي ثابت، بين ارزش روز آنها و مبلغ دفتري تفاوت وجود دارد. در بعضي موارد، اين تفاوت بين بهاي تمام شده تاريخي و ارزش‌هاي جاري زياد بوده و باعث لطمه به سودمندي اطلاعات مربوط به دارايي‌ها در ترازنامه مي‌شود. اين در حالي است كه در ستون مقابل (سمت چپ)، كليه بدهي‌ها به ارزش روز منعكس مي‌شود. البته منشاء اين نحوه ارائه اطلاعات در ترازنامه به اصول حسابداري مربوط مي‌شود كه بحث در خصوص آنها در اين مختصر نمي‌گنجد، اما مقصود اين است كه اثر عوامل فوق موجب مي‌شود تا نحوه محاسبه خالص ارزش دارايي‌ها براي تحليل گران دستخوش تغييراتي شود و رقم حاصل، معادل با رقم حقوق صاحبان سهام نباشد. بدين ترتيب به منظور محاسبه دقيق خالص ارزش دارايي‌ها در شركت‌هاي سرمايه‌گذاري لازم است كه ارزش روز سرمايه‌گذاري‌هاي انجام شده توسط اين شركت‌ها كشف شود. سرفصل سرمايه‌گذاري‌ها در ترازنامه از دو بخش كوتاه مدت و بلند مدت تشكيل مي‌شود. اغلب شركت‌هاي سرمایه‌گذاری در بورس تهران، سرمايه‌گذاري‌هاي سریع‌المعامله (کوتاه‌مدت) خود را به روش «اقل بهای تمام شده و خالص ارزش فروش» در صورت‌های مالی منعکس مي‌کنند. مفهوم استفاده از این روش این است که سرمایه‌گذاری در ترازنامه به ارزش بهای تمام شده یا ارزش بازار (هر کدام کمتر است) ثبت خواهد شد. همچنين سرمايه‌گذاري‌هاي بلندمدت نيز مطابق استاندارد‌هاي حسابداري، به بهاي تمام شده پس از اخذ هر گونه ذخيره كاهش ارزش منعكس مي‌شوند. بنابراين به منظور كشف NAV سهام شركت‌هاي سرمايه‌گذاري لازم است ابتدا سرمايه‌گذاري‌هاي شركت را ارزش گذاري كنيم و سپس اين رقم را با بهاي تمام شده مندرج در ترازنامه مقايسه نماييم و در صورتي كه ارزش بازار بيشتر از بهاي تمام شده باشد، ‌اين «مازاد ارزش نسبت به بهاي تمام شده » بايد در محاسبه خالص ارزش دارايي‌ها در نظر گرفته شود. زيرا در حقيقت اين مازاد ارزش، به هنگام ارائه اطلاعات در بخش دارايي‌ها در ترازنامه پنهان مانده است. بنابراين فرمول محاسبه خالص ارزش دارايي‌هاي يك شركت به صورت زير به دست مي‌آيد:
حقوق صاحبان سهام + مازاد ارزش سرمايه‌گذاري‌ها نسبت به بهاي تمام شده = خالص ارزش دارايي‌ها (NAV)
بديهي است انجام محاسبه فوق در زماني كه كليه سرمايه‌گذاري‌ها در سهام بورسي صورت گرفته باشد آسان است، اما پيچيدگي، زماني آشكار مي‌شود كه شركت سرمايه‌گذاري فعاليت‌هايي خارج از بورس داشته باشد كه در اين حالت معمولا اختلاف زيادي بين تحليلگران در خصوص محاسبه NAV بروز مي‌كند كه علت آن نيز به فقدان بازار منصفانه براي ارزش‌گذاري سرمايه‌گذاري‌ها باز مي‌گردد.با درک مفهوم آنچه در بالا عنوان شد، پاسخ به پرسش خواننده محترم روشن مي‌شود؛ اما به منظور توضیح بیشتر مثال ساده‌اي ارائه مي‌کنیم:
شرکت سرمایه گذاری «الف» را در نظر بگیرید که در سال 13X1 اقدام به پذیره نویسی كرده و در نهایت سرمایه ثبت شده اي معادل هزار واحد داشته است. برای سهولت فرض مي‌کنیم کل موجودی در حساب بانک قرض‌الحسنه نگهداری شود. همچنین در این مثال فقط بر مساله سرمایه گذاری‌های شرکت تمرکز شده و آثار سایر درآمدها و هزینه‌ها و اندوخته‌ها و 000 در ارائه صورت‌های مالی در نظر گرفته نشده است. در پایان سال13X1دنمونه ترازنامه شرکت به شکل جدول 2 خواهد بود.

 


همان‌طور که از جدول 2 پیداست در پایان سال نخست، شرکت هیچگونه فعالیتی نداشته و طبیعتا تغییراتی در اجزای معادله حسابداری به وقوع نپیوسته است. در اين حالت  NAV، معادل رقم حسابداري آن يعني حقوق صاحبان سهام (1000 واحد) خواهد بود.
    حال فرض کنید در سال  2×13 شرکت اقدام به سرمایه‌گذاری كوتاه مدت 800 واحدی در سهام شرکت «ب» در بورس مي‌كند. با فرض آنکه سرمایه‌گذاری انجام شده توسط شرکت «الف» مشمول دریافت سود نقدی در این سال نشود و قيمت سهام خریداری شده در پایان سال دقيقا معادل رقم بهاي تمام شده باشد، ترازنامه شرکت سرمایه گذاری
 «الف» در پایان سال   2×13به شکل جدول 3 خواهد بود:

به طوری که ملاحظه مي‌کنید بر اثر این معامله، بخشی از یک نوع دارايی یعنی موجودی نقد به دارايي دیگر یعنی سرمایه گذاری در سهام شرکت «ب»، تبدیل شده است. در اين نمونه، ارزش بازار سرمايه‌گذاري‌ها در زمان ارائه ترازنامه معادل بهاي تمام شده مي‌باشد بنابراين هيچ‌گونه مازاد ارزش نسبت به بهاي تمام شده در سرمايه‌گذاري‌ها ايجاد نشده و  NAV كماكان معادل رقم حقوق صاحبان سهام در پايان اين دوره مالي خواهد بود.
حال فرض کنید در سال 3×13 سهام شرکت «ب» باز هم تقسیم سود نقدی نداشته باشد، اما از سوی دیگر قیمت سهام آن در بورس به نحوی افزايش يابد که در پایان سال، ارزش بازار سرمایه‌گذاری انجام شده توسط شرکت «الف» در سهام «ب» به 900 واحد برسد.   
ترازنامه شرکت سرمایه گذاری «الف» در پایان سال  3×13 به شکل جدول 4 خواهد بود:

همان‌طور كه مشاهده مي‌كنيد تغييراتي در ارائه ترازنامه نسبت به سال گذشته ايجاد نشده است، اما از منظر تحليلي، ارزش بازار سرمايه‌گذاري‌ها با 100 واحد افزايش نسبت به بهاي تمام شده مواجه شده كه اين پتانسيل بالقوه در ترازنامه منعكس نمي‌شود. بنابراين خالص ارزش دارايي‌هاي شركت معادل 1100 واحد خواهد بود كه اين رقم از حاصل جمع حقوق صاحبان سهام(1000 واحد) و مازاد ارزش بازار سرمايه‌گذاري‌ها نسبت به بهاي تمام شده (100 واحد) تشكيل شده است. بنا براين مي‌توان گفت در صورتي كه به طور مثال سرمايه شركت «الف» به ده سهم 100 واحدي در زمان پذيره نويسي تقسيم شده باشد، خالص ارزش دارايي‌ها (NAV) هر سهم در پايان سال سوم معادل 110 واحد خواهد بود.
Shahriary_sh@yahoo.com

نوشته شده توسط مهدی معدنچی در ساعت 0:19 قبل از ظهر | لینک  |